ارتباط دانشگاه و صنعت در محافل علمى جهان همواره به عنوان يک مسئله بين المللى مورد توجه جدى قرار گرفته است، به طورى که حتى يونسکو (سازمان علمى، آموزشى و فرهنگى ملل متحد) تاکنون چندين کنگره مهم در اين رابطه برگزار نموده است.
در جوامع امروزى، سه نهاد دانشگاه، صنعت و دولت در عين حال که استقلال خود را حفظ مى کنند، در فرآيند توسعه فناورى وارد قلمروهاى يکديگر مى شوند و بين آنها همپوشانى وظايف و مأموريت ها به وجود مى آيد. در واقع دانشگاه، صنعت و دولت تحولى را در مأموريت هاى خويش تجربه مى نمايند. دانشگاه ها علاوه بر مأموريت آموزشى و تحقيقاتى در آستانه مأموريت سوم خود يعنى مشارکت بيشتر و مستقيم در فرآيند توسعه فناورى و نوآورى تکنولوژيک قرار گرفته اند. در اين راستا بنگاه ها و شبکه هاى جديد وابسته به دانشگاه ها در حال به وجود آمدن هستند. دانشگاه ها با توجه به ظرفيت-هايى که به عنوان نهاد توليد و توزيع کننده دانش دارند و همچنين به عنوان يک کارآفرين و بنيانگذار بنگاه، نقش اساسى را در نوآورى صنعتى و توسعه فناورى ايفا مى کنند.
مطالعه و مقايسه روند ارتباط صنعت و دانشگاه در کشورهاى مختلف جهان، مسير حرکت آنها، ساز و کارهاى به کار گرفته شده و نتايج حاصل از اين ارتباط براى دستيابى به يک الگو يا الگوهاى عمومى پيوند صنعت و دانشگاه به ميزان زيادى مى تواند مورد توجه و استفاده قرار گيرد، چنان که ترکيه توانسته است با استفاده از تجارب کشورهاى اروپايى در مديريت بر ارتباط دانشگاه و صنعت از طريق همکارى با انجمن دانشگاه هاى اروپا به تجارب موفقى دست يابد. البته ذکر اين نکيته نيز لازم است که بيان عملکرد نمونه هاى موفق در کشورهاى خارجى، به منظور ارائه الگويى يکسان در داخل کشور نمى باشد، بلکه توجه به عملکرد آنها مى تواند تجارب ارزنده و مفيدى را به برنامه ريزان و رهبران مراکز صنعتى و آموزشى ارائه نمايد.
مطالعه عوامل پيشرفت جوامع صنعتى حکايت از آن دارد که تغييرات موجود، حاصل تقويت ابتکارها و خلاقيت ها از طريق همکارى و تعاون بين دانشگاه و صنعت با حمايت هاى پيوسته دولت شکل گرفته است. البته در کشورهاى توسعه يافته که داراى دانشگاه هايى با چند قرن قدمت هستند، از ابتدا رابطه بين اين دو نهاد برقرار نبوده است. در آن کشورها نيز در ابتدا دانشگاه راه خودش را مى رفت و صنعت هم راه خودش را، اما اين نياز بسيار زود احساس شد.
برنامه هاى ارتقاى روابط صنعت و دانشگاه در کشورهاى پيشرفته صنعتى بر اساس يک پيوستگى معيارها شکل گرفته-اند که غالباً با توسعه تشکيلات فناورى صنايع، براى تقويت تحقيق و توسعه صنعتى آغاز و با تجديد ساختار روابط صنايع با سازمان هاى تحقيقاتى بخش عمومى، ادامه يافته و سپس بر تأمين زمينه هاى ساختارى و سازمانى براى همکارى و پيوند دانشگاه، صنعت و مؤسسات تحقيقات دولتى متمرکز شده اند. برنامه هاى دولتى نيز در پشتيبانى از يک سرى مکانيزم هاى پيوندى و بهبود در محيط عمومى همکارى دو بخش اعمال گرديده است.