در کشورهاى انگلستان، استراليا، تايلند، و ترکيه ايجاد سازمان هاى واسط و فصل مشترک دو رگه و چند رگه بين حوزه هاى دانشگاه، صنعت و دولت، تشکيلات انتقال و توسعه فناورى به طور شبکه اى از جمله سازمان هاى توسعه فناورى بومى، منطقه اى و واحدهاى مشابه در سراسر کشور، ايجاد نهادهاى متنوع در دانشگاه ها براى تجارى سازى فناورى و انتقال دانش که اغلب داراى همپوشانى وظايف نيز مى باشند، از جمله اقدامات انجام شده در جهت تقويت ارتباط دانشگاه و صنعت است.
تا اواخر دهه 1970 در انگلستان، تأسيسات علم و فناورى مورد حمايت مالى عمومى به پروژه هاى بزرگ علمى اشتغال داشت که از طريق آزمايشگاه هاى بزرگ پژوهش هاى مهندسى و علوم تأمين مالى مى گرديدند. در دهه1980 دولت انگلستان با تجديد نظر در نحوه تخصيص و توزيع منابع مالى، حمايت از پژوهش و فناورى را به نفع پژوهش هاى پايه ادامه داد. بنابراين، مؤسسات پژوهش و فناورى ناچار شدند براى ادامه حيات، به تلاش هاى خود براى جذب منابع صنعتى بيفزايند. اکنون دولت انگلستان، فعاليت هاى پژوهش و فناورى را از طريق شوراهاى تحقيقات و دپارتمان تجارت و صنعت مورد حمايت قرار مى دهد. اين شوراها اغلب در زمينه حمايت از آموزش نيروى انسانى محقق، برنامه ها و پروژه هاى تحقيقاتى، مراکز تحقيقاتى، اجراى پروژه هاى مشترک با صنعت، ثبت اختراعات، نوآورى، پروژه هاى دانشجويى و کارآفرينى مبتنى بر فناورى در حوزه هاى تخصصى خود فعالند.
نمونه هاى ديگرى از اقدامات انجام شده در اين کشور به منظور تأکيد بر ايجاد ساختارهاى واسط بين صنعت و دانشگاه عبارتند از:
• دادن مجوز به بنگاه ها به منظور ايجاد مراکز تحقيقاتى در محوطه دانشگاه ها
• ايجاد بنگاه هاى زايشى: اين مراکز از سوى کادر دانشگاهى و يا دانشجويان تحصيلات تکميلى براى تجارى سازى محصولات تحقيق و توسعه ايجاد مى شوند. اين شرکت ها عموماً براى بهره بردارى نتايج تحقيقات در يک حوزه خاص راه اندازى مى گردند و مؤسسات آموزشى، تمام يا بخشى از مالکيت آنها را در اختيار دارند. بر مبناى بررسى ديگرگوريو و همکارانش (2003)، شرکت هاى زايشى براى اقتصادهاى محلى بسيار مهم هستند. اين محققان نشان دادند که در سال 1988 در آمريکا حدود 12% از ابداعات توليد شده در دانشگاه از طريق شرکت هاى زايشى به بازار راه پيدا کردند.
• ايجاد بنگاه هاى پوشش دهنده: در واقع شرکت هاى مادر براى بهره بردارى محتوى حقوق مالکيت معنوى مؤسسات آموزش عالى ايجاد مى شوند. اين بنگاه ها دانش توليدى دانشگاه را از طريق تجارى سازى وارد بازار مى نمايند.
• ايجاد مرکزى در دانشگاه که براى مشکل يابى به صنعت مراجعه مى کند، به جاى اين که صنعت به سراغ آن آيد.
• ايجاد پارک تحقيقاتى: پارکى که شرکت هاى جوان مشتق شده از شرکت هاى بزرگ از طريق همکارى با يک دانشگاه يا مراکز تحقيقاتى مجاور به فعاليت هاى تحقيق و توسعه مى پردازند.
• ايجاد مراکز رشد (انکوباتور): اين مراکز مى توانند ايده هاى نظرى را در يک مرکز علم و فناورى با کمک دانشگاه و صنعت به عمل نزديک نمايند و رسالت اصلى آنها تشويق دانش آموختگان دانشگاه ها به شروع کسب و کار و ايجاد اشتغال براى آنان است که اين امر در مراحل بعد موجبات اشتغال براى ساير نيروهاى کار را فراهم مى آورد. مراکز مذکور معمولاً در محيط دانشگاه يا در مجاورت آن مى باشند. هم اکنون حدود 4000 مرکز رشد در دنيا فعال اند که از اين تعداد 1000 مرکز به آمريکا اختصاص دارد.