ارتباط صنعت و دانشگاه، يک ارتباط مجرد و جدا از ساير متغيرهاى وابسته به آن نيست، بلکه خود تابعى از فرآيند توسعه تکنولوژيکى هر کشور به شمار مى رود. بديهى است هر مانعى که در مسير اين توسعه قد علم کند، موجب مختل نمودن اين ارتباط خواهد شد .
در همکارى بين صنعت و دانشگاه مـوانعى نيز بر سر راه برقرارى اين ارتباط وجود دارد. اين موانع را مى توان در حالـت عمـومى بـه موانع فرهنگى، ساختارى و عملکردى تقسيم نمود کـه اکثـر کـشورها کمـابيش بـا آنهـا مواجه اند. در عين حال موانعى نيز وجود دارند که کشورهايى نظير کشور مـا بـه دليل شرايط حاکم بر صنعت و دانشگاه تجربه مى کنند .
در ذيل به توضيح مختصرى در مورد هر يک از اين موانع مى پردازيم.
موانع فرهنگى:
- اهداف و مأموريت هاى متضاد صنعت و دانشگاه
به بيان کلى مأموريت دانشگاه، ارتقاء علم و در نتيجـه ايجـاد سـود عمـومى و اجتمـاعى است، در حالى که مأموريت صنعت، سودآورى براى بخش خصوصى و سهام داران و صاحبان آن است. اين تعارض بين مأموريت ها در سطح اهداف اين دو بخـش نيـز مـشهود اسـت .دانشگاه ها نيازمند توليد نتايج علمى معتبر جهت ارتقاء اعتبار علمـى خـود هـستند. در حالى که صنعت نيازمند ارائه محصولات و خدماتى اسـت کـه بتوانـد آنها را در بـازار بـه فـروش برساند. بنابراين درجة اعتبار نتايج تحقيقات نمى تواند جاذبة چندانى براى صنعت داشته باشد، در حالى که براى دانشگاه يک نياز اساسى براى دسـتيابى بـه اهـدافش بـه حـساب مى آيد.
- تعارض منافع شامل رازدارى و حق مالکيت فکرى
تعارض اهداف مستقيماً منجر به تضاد در سياست هاى پنهان کارى دو بخـش مـى شـود .شرکت ها معمولاً اعتقاد دارند که محرمانه نگه داشتن نتـايج R&D آنهـا بهتـرين روش براى حفظ جايگاه رقابتى نوآورانة آنهاست. در حالى که دانشگاه جهت دستيابى به اعتبار و شهرت نيازمند انتشار نتايج تحقيقات است و اين امر شامل نتايج تحقيقات انجام شده در نتيجة ارتباط با صنعت نيز مى شود .
- زبان و فرضيات متفاوت
تفاوت محيط هاى کارى سبب ايجاد موانع فرهنگى به شکل گـسترش تفـاوت زبـان هـا و فرضيات اساسى دو بخش مى شود . نمونه اى از اين فرضـيات متفـاوت ايـن اسـت کـه در صنعت دستيابى سريع به نتيجه به عنوان حالت مطلوب در نظر گرفته مـى شـود و ايـن حالت عموماً نتيجة يک فرايند موفق و موثر مديريت و اجراى پروژه فرض مـى گـردد . در دانشگاه فرضيات اغلب متضاد با صنعت است . در اين بخش نتـايج سـريع عمومـاً حاصـل يک مديريت پروژه عجولانه فرض مى شود و به حد کافى از اعتبار برخوردار نيست.