نوآوری ازجمله واژه هایی است که معنی آن در طول زمان دچار تغییر شده است. نوآورى ارائه ايده جديد و مفيد و انتقال سريع آن به بازار و بکارگيرى آن در سازمان، براى توليد ارزانتر و بهتر محصولات يا کسب حمايت مؤثرتر مشتريان می باشد.
تعاریف مختلف نوآوری:
پيتر دراکر نوآورى را همانند هر فعاليت عينى درکنار نبوغ و استعداد، نيازمند دانش، توجه و سختکـــوشى همه دست اندرکاران مى داند. او معتقد است آنچه در ميان کارآفرينان مشترک يافتم نه گونه خاصى از شخصيت بلکه تعهد سيستماتيک به نوآورى بوده است
هالت (1998): اصطلاح نوآورى را در يک مفهوم وسيع به عنوان فرآيندى براى استفاده از دانش يا اطلاعات مربوط به منظور ايجاد يا معرفى چيزهاى تازه و مفيد به کاربرد
وارکينگ (VARKING): نوآورى هر چيز تجديد نظر شده است که طراحى و به حقيقت درآمده باشد و موقعيت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نيز يک برترى رقابتى بلندمدت را ميسر سازد
دايرة المعارف مديريت : معرفی یک چیز جدید،یک ایده، وسیله یا روشی بدیع.
رونالو جوناش و تام سامرلت : فرآیند تبدیل خلاقیت به خلق ارزش جدید به شیوه ای جدید از طریق ارائه محصول، خدمت یا کسب و کار جدید.
کاترین هالت : تبدیل ایده های جدید به منفعتی برای سهام داران.
پیتر دراکر در سال 1991 درخصوص نوآوری مـــی گوید: نوآوری عمدتاً به آنچه می توانیم آن را کنارگذاری سازمان یافته بنامیم مربوط می شود.
اهداف نوآورى
بهبود کيفيت
ايجاد بازارهاى جديد
توسعه محدوده محصولات
کاهش هزينه نيروى انسانى
بهبود فرايند
کاهش مواد اوليه
کاهش تخريب محيط
کاهش مصرف انرژى
پيروى از قوانين